کتیبه های ترک خورده خواندنش سخت است
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
به خیالم پا می گذاری
و در قلبم ساکن میشوی،
مسافر بی مجوز
من اخراجت نمی کنم،
سال هاست تمام من
مستعمره توست
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
در انتطاری سخت بیت به بیت فرو ریخت
چگونه به او بفهمانم معنای همیشه رفتن را؟
چگونه این شعر سپید را با بیت رفتنت ختم به خیر کنم؟
لااقل برگرد و رد پای مانده ات بر دل را پاک کن
مگذار شعر سپیدم با نیامدنت رو سیاه شود
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
خبر مرگ مرا با تو چه کسی می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی میشنوی
روی تو را کاش که میدیدم
شانه بالا زدنت را
- بی قید -
و تکان دادن دستت که
- مهم نیست زیاد -
و تکان دادن سر را که
- عجیب، عاقبت مرد؟
-افسوس
کاشکی میدیدم.
من با خود می گویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب: واقعیت,
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
مرثیه ی مرگ ماهی های قرمز تنگ بلور نوروز بود
و برگ های زرد و نارنجی درختان بی ریشه
سر مشق اولین روزهای مدرسه من بود
وقتی با برف های پارک آدم برفی می ساختیم
هرگز در اندیشه آب شدن آدمکی به آن بزرگی نبودیم
تنها حقیقت درسهای مدرسه این بود که
"مرد با داس آمد"
احمد شاملو
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی
برچسب:
نویسنده: یلدا قربانی